تحولات منطقه

وقتی فشار دشمن اوج می‌گیرد و ملتی در سرنوشت‌سازترین لحظه‌های تاریخش قرار دارد،رهبریِ برآمده از ایمان و میهن‌دوستی است که مسیر ایستادگی را روشن می‌کند. تجربه‌ی عمر مختار در لیبی و دوران رهبری امام خامنه‌ای در ایران، دو نمود ماندگار از این حقیقت هستند.

درس‌های جاودان ایستادگی/ ایمان، ایستادگی، استقلال
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

تاریخ ملت‌ها، بیش از هر چیز، با لحظه‌های ایستادگی شناخته می‌شود؛ لحظه‌هایی که فشار بیرونی به اوج می‌رسد و یک ملت باید میان تسلیم یا پافشاری بر استقلال خود انتخاب کند.در چنین بزنگاه‌هایی، نقش رهبران برجسته می‌شود؛ رهبرانی که تصمیم و جهت‌گیری‌شان می‌تواند سرنوشت یک کشور را برای سال‌ها رقم بزند. نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که اگرچه شکل تهدیدها تغییر کرده، اما مفهوم ایستادگی همچنان یکی از محورهای اصلی رهبری سیاسی و دینی باقی مانده است.

در اوایل قرن بیستم، لیبی با یکی از خشن‌ترین اشکال استعمار مواجه شد. ایتالیا با نیروی نظامی گسترده، تلاش داشت این سرزمین را به‌طور کامل تحت سلطه خود درآورد. در این میان، عمر مختار، روحانی و معلمی ساده، به چهره‌ای محوری در مقاومت مردم لیبی تبدیل شد. او نه سیاستمدار حرفه‌ای بود و نه فرمانده یک ارتش کلاسیک اما توانست با اتکا به ایمان دینی، شناخت اجتماعی و پیوند عمیق با مردم، مقاومت را زنده نگه دارد. مبارزه او بیش از آنکه متکی به تجهیزات باشد، بر روحیه، هویت و باور به حق دفاع از سرزمین استوار بود.

عمر مختار در شرایطی ایستادگی کرد که موازنه قوا به‌روشنی به نفع استعمارگران بود. پیشنهادهای متعدد برای سازش و مصالحه، بارها به او ارائه شد؛ پیشنهادهایی که می‌توانست جانش را نجات دهد، اما به بهای چشم‌پوشی از استقلال لیبی. پاسخ او روشن بود: سرزمینی که با تسلیم حفظ شود، دیگر وطن نیست. همین نگاه باعث شد عمر مختار، حتی پس از دستگیری و اعدام، به نمادی ماندگار از مقاومت ضداستعماری در جهان عرب و آفریقا تبدیل شود.

دهه‌ها بعد، در جغرافیایی متفاوت، ایران با نوع دیگری از فشار خارجی روبه‌رو شد. در جهان معاصر، سلطه الزاماً با اشغال نظامی مستقیم اعمال نمی‌شود؛ تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی، تهدیدهای امنیتی و جنگ رسانه‌ای، ابزارهای جدید اعمال قدرت هستند. جمهوری اسلامی ایران از نخستین سال‌های شکل‌گیری خود با این نوع چالش‌ها مواجه بوده و در این میان، نقش رهبری در تعیین مسیر کشور همواره مورد توجه بوده است.

امام خامنه‌ای در جایگاه رهبری، در شرایطی مسئولیت هدایت کشور را برعهده گرفت که ایران با مجموعه‌ای از فشارهای خارجی و داخلی مواجه بود. رویکرد او در سال‌های بعد، بر مفاهیمی چون استقلال، عزت ملی و حفظ تمامیت ارضی استوار شد. در این نگاه، ایستادگی صرفاً به معنای تقابل نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از تصمیم‌های سیاسی، فرهنگی و راهبردی را در بر می‌گیرد که هدف آن جلوگیری از وابستگی و حفظ توان تصمیم‌گیری مستقل کشور است.

مقایسه تجربه عمر مختار و رهبری ایران در دوران معاصر، بیش از آنکه مقایسه افراد باشد، مقایسه دو نوع مواجهه با مسئله سلطه است. عمر مختار در برابر استعمار مستقیم ایستاد؛ جایی که دشمن آشکار بود و میدان نبرد مشخص. در مقابل، ایران امروز با ساختار پیچیده‌تری از فشار مواجه است؛ ساختاری که گاه در قالب مذاکره، گاه در قالب تحریم و گاه در قالب تهدید نرم ظاهر می‌شود. با این حال، نقطه مشترک هر دو تجربه، تأکید بر حفظ کرامت ملی و نفی تصمیم‌گیری تحمیلی از بیرون است.

در هر دو مورد، میهن‌دوستی مفهومی فراتر از شعار بوده است. برای عمر مختار، وطن ترکیبی از خاک، مردم، ایمان و حافظه تاریخی بود؛ چیزی که نمی‌شد آن را با وعده‌های کوتاه‌مدت معاوضه کرد. در گفتمان رهبری ایران نیز، ایران صرفاً یک واحد جغرافیایی نیست، بلکه هویتی تاریخی و فرهنگی است که باید بتواند آینده خود را بدون وابستگی تعریف کند. این نگاه، چه موافقان و چه منتقدان خود را دارد، اما نمی‌توان انکار کرد که بر سیاست‌گذاری کلان کشور تأثیرگذار بوده است.

البته تفاوت‌های این دو تجربه نیز قابل توجه است. عمر مختار رهبری یک جنبش مردمی غیرمتمرکز را برعهده داشت، در حالی که رهبری ایران در چارچوب یک دولت-ملت مدرن عمل می‌کند. ابزارها، ساختارها و حتی مخاطبان این دو نوع رهبری متفاوت‌اند. با این حال، هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند: باور به اینکه تسلیم، راه‌حل پایدار برای حفظ منافع ملی نیست.

تاریخ نشان داده است که ملت‌هایی که در بزنگاه‌های حساس، استقلال خود را اولویت قرار داده‌اند، اگرچه هزینه‌هایی پرداخته‌اند، اما توانسته‌اند هویت خود را حفظ کنند. سرنوشت استعمار ایتالیا در لیبی و جایگاه امروز عمر مختار در حافظه تاریخی آن کشور، گواهی بر این واقعیت است. در مورد ایران نیز، گذر زمان نشان خواهد داد که تصمیم‌های مبتنی بر ایستادگی چگونه در قضاوت تاریخی ثبت خواهند شد.

در نهایت، ایستادگی نه یک مفهوم مطلق و یک‌شکل، بلکه واکنشی متناسب با شرایط زمانه است. گاهی در قالب مقاومت مسلحانه بروز می‌کند و گاهی در قالب تصمیم‌های سیاسی و راهبردی بلندمدت. آنچه این تجربه‌ها را به هم پیوند می‌دهد، نقش رهبری در هدایت جامعه در لحظات فشار و انتخاب است؛ لحظاتی که آینده یک ملت در گرو ایستادن یا عقب‌نشینی قرار می‌گیرد.

از صحرای لیبی تا ایران امروز، تاریخ بارها نشان داده است که شکل تهدید تغییر می‌کند، اما پرسش اصلی ثابت می‌ماند: آیا یک ملت می‌تواند خود درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز، به نوع رهبری و میزان پایبندی آن به استقلال و میهن‌دوستی بستگی دارد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بارزان DE ۲۰:۵۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۲
    0 0
    احسن جناب ماموستا دکتر عابد نقیبی خیلی مقایسه عالی بود اولین باراست این نوع مقایسه رو میبینم
  • احمدی IR ۲۰:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۲
    0 0
    من دانشجوی ماموستا دکتر عابد نقیبی بودم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سقز بینظیر بود ... ماموستا فهیم ودانا